تبليغاتX
خنیاگر خاموش - ماشه راميكشم اين بار.......
هر سر موی مرا با تو هزاران کار است , ما کجاییم و ملامتگر بیکار کجاست ...
نميتوانم/ديگر نميتوانم/اين همه دل واپسي از من و گريز از تو/اين همه با تو بو بودن و با من نبودن از تو/داغ اين همه حرف گلوله اي شده /رو به سوي خودم/ماشه را ميكشم اين بار كه از تكرار اين همه صبح بي ثمر رها شوم/اين همه تكرار و هي تكرار/

آخر نازنين!جنس عشق من ملوس نبود/از جنس عشق گاليا نبود عشق من كه اينگونه به رقص گرفته اي عشق را/من از ديار سووشون مي آيم و مارگريتا ي بي پناه/اخ!س........دم!كه چه داغي بر من ميزني وقتي كه غبار ميگيردت و من نميدانم چگونه بايد بيابمت/

شب از نيمه هم انطرف تر رفته/نميدانم بمانم يا تمام كنم اين لجن گودال را؟لجن گودال زنده گي بي تو/لجن گودال دلواپسي هاي هميشه/

اخر تا صبح چيزي نمانده/بمان تا من هم بخندم به فردا/

واي !ميخواهم ماشه ي حرف هايم را بكشم در گلويم/خسته ام از اين همه دلواپسي/هر چند كه جنس ما همين است و بايد هماره خواسته هايمان را داد بكشيم/

نازنينم/سر بر كدام بالين گذاردي؟من اينجا اغوشم را براي سر درد هاي تو گشوده ام/بيا /ديوانه ميشوم از نبودنت/بيا كه من بي تو تلي از كثافتم/كه جانور از من بالا ميرود /

من نميمانم امشب را تا سپيده/

من خودم را ميميرم با همين ماشه/

ماشه ي عقده هايم را

كه هيچوقت ملوس نبودم /

و هيچوقت درد هايم به من فرصت خنديدن نداد/

ماشه ا ميكشم اين بار

عشقم را فراري داده اند انگار/..........

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 2:24  توسط تاتیانا  |