|
هر سر موی مرا با تو هزاران کار است , ما کجاییم و ملامتگر بیکار کجاست ...
|
آخر نازنين!جنس عشق من ملوس نبود/از جنس عشق گاليا نبود عشق من كه اينگونه به رقص گرفته اي عشق را/من از ديار سووشون مي آيم و مارگريتا ي بي پناه/اخ!س........دم!كه چه داغي بر من ميزني وقتي كه غبار ميگيردت و من نميدانم چگونه بايد بيابمت/
شب از نيمه هم انطرف تر رفته/نميدانم بمانم يا تمام كنم اين لجن گودال را؟لجن گودال زنده گي بي تو/لجن گودال دلواپسي هاي هميشه/
اخر تا صبح چيزي نمانده/بمان تا من هم بخندم به فردا/
واي !ميخواهم ماشه ي حرف هايم را بكشم در گلويم/خسته ام از اين همه دلواپسي/هر چند كه جنس ما همين است و بايد هماره خواسته هايمان را داد بكشيم/
نازنينم/سر بر كدام بالين گذاردي؟من اينجا اغوشم را براي سر درد هاي تو گشوده ام/بيا /ديوانه ميشوم از نبودنت/بيا كه من بي تو تلي از كثافتم/كه جانور از من بالا ميرود /
من نميمانم امشب را تا سپيده/
من خودم را ميميرم با همين ماشه/
ماشه ي عقده هايم را
كه هيچوقت ملوس نبودم /
و هيچوقت درد هايم به من فرصت خنديدن نداد/
ماشه ا ميكشم اين بار
عشقم را فراري داده اند انگار/..........