|
هر سر موی مرا با تو هزاران کار است , ما کجاییم و ملامتگر بیکار کجاست ...
|
این بار نیز میگویم"دیوانه!
-دوستت دارم........."
نازنینم "دوستت دارم"به همین سادگی
بی قلاب و اسلحه
"دوستت دارم.......
-نهان کاری
-بی میلی
بر بلندای تمام خاطرات بو گرفته ی آن اتاق نخستین
آن آشنایی بی مانند
خیره سرانه ایستاده ام
و لاشه ی عشقم را حتی
به هیچ نازک اندامی نخواهم فروخت..........
میخواهم بمانم
میان این همه بی شرمی که در نگاه این سفله مردم بی مغز موج می زند
میخواهم آنقدر مغرور بمانم
که فرقی باشد میان من
و آنکه تنها به یک مشت دلار می اندیشد و سینه های بلورینش
همیشه از نوازش دستانی نیاز مند بهره ور است
و به یقین
این روزها که من از زور گرما
به خاطره ی آلاسکای کودکی ام فکر میکنم/
در ساحلی زیبا و رویایی
حمام آفتاب می گیرد........
خیره سرانه ایستاده ام و هیچ نمی گویم
چرا که این عشق نخستین
انگیزه ی آخرینم هست برای بودن.........
.....ختی لاشه ی عشقم را
بر دوش این عروسکان نخواهم گذاشت.............
شرنگ تلخ "عاشقي" و تا ته سر كشيدم و همه كفتند ".... لقت"/جاي اين سه تا نقطه هرچي دوست داري بذار/
اما من خودم ميخوام بگم:"كون لق ناز و عشوه هاي مفت/
كرشمه هاي تو خالي/
لبخند هاي پوچ پر از انتظار/
كون لق تمام اين ناز پروراني ها وقتي همه تا خرخره تو لجن فرو رفتيم و به مسلسل "عقايد"دو هزار ساله كشيدنمون/
فرصت لبخند زدن نيست/رفيق ميدزدن اينجا/
حتي طناب هم بهت نميدن كه حلق آويز كني خودتو/
كون لق هر چي جناح بندي جنسي/
به همين غلظتي كه گفتم/
شش دانگ حواست و جمع كن/
رفيق ميدزدن اينجا/توضيح هم اگه بخواي/بهت ميگن /جاسوسي/
مشكل امنيتي داري/
ناز و كرشمه خري به چند من؟
كون لق "روزگار"....
با همين كيفيت.........